بهكده رضوي (راجي)

از تهران كه به سمت خراسان مي رويم در۵۰كيلومتري بجنورد به منطقه اي به نام آشخانه ميرسيم از آن جا حدود٨۵كيلومتر كه بروي مي رسي به منطقه اي به نام «بهكده»

جمعيت كمك به جذاميان در دههي چهل به بعد حدود۶٣هزار هكتار زمين را در اين منطقه خريداري كرده وحدود چهارصد خانه ساخت تا جذاميان بهبود يافته كه خانواده وجامعه حاضر به پذيرفتن آن ها نبودند را در آن اسكان دهد بيمارستان۵۰تختخوابي را جمعيت كمك به جذاميان آلمان در آن جا ساخت به نام بيمارستان ٨بهمن (روز جهاني كمك به جذاميان) ومابقي را بشنويد از زبان (كاريون متخصص وكارشناس سازمان بهداشت جهاني در دهه چهل) كه ميگفت: «جذام در ايران در جهت تازه اي گام برداشته است واز نظر نقطه نظر بازگرداني جذاميان به زندگي «عادي» ايران هم اكنون پيشاپيش ملل جهان قرار دارد. در اين بهكده زندگي عادي جريان دارد. خانه هاي آجري دو اتاقه، با حياط كوچك وباغچه هاي پر از نعنا وريحان ويك درخت گل ابريشم، از مسجد بهكده هر صبح وظهر صداي اذان به گوش مي رسد، مردم بهكده مذهبي اند وزن ها همه چادرهاي گلدار بر سر مي كنند»

اداره امور بهكده را٩نفر فرانسوي به عهده دارند براي اداره امور باC.L.D.Rكه يك موسسهي جهاني براي توسعه وعمران روستايي است قراردادي بسته اند وآقاي «بروف» رييس بهكده كارشناسان ومتخصصين فراواني را استخدام كرده وبه بهكده آورده، آن ها موظفند مردم بهكده را براي زندگي آموزش بدهند، مردم بهكده كه زماني بدبخت ترين مردم روي زمين بودند.

(چرا كه فردي كه مبتلا به جذام مي شد بعد از شفا يافتن ديگر نه خانواده ونه اجتماع او را نمي پذيرفت ودليل احداث بهكده رضوي هم همين مساله بود يعني روستاي شفايافتگان، (بهبود يافته) وكد يعني (خانه)پس به + كده= خانه بهبود يافتگان.)

حالا زندگي خوبي دارند، خانه، آب وبرق وبهداشت مجاني وجيره ماهانه هم مي گيرند. به هر شفا يافته اي كه وارد بهكده مي شود، سه راس گوسفند مي دهند ويك چوپان كانادايي طريقه صحيح دامداري وپرورش گوسفند را به مي آموزد واو مي تواند در چراگاه بهكده دام هاي خود را بچرخاند. گوسفندها از بهترين نژاده هستند وبرايشان حمام هاي بهداشتي بوجود آورده اند وهر گوسفند زنگوله وپلاكي به گردن دارد كه مشخصاتش روي آن ثبت شده است. بهكده ارزانترين نقطه ايران است گوشت كيلويي هشت تومان وسيب زميني يك تومان. تمام زن هاي بهكده صبح بچه ها را به مهد كودك مي سپارند ودر كارگاه هاي فرش وجوراب وپتو كار مي كنند براي كارگاه هاي قالي بافيشان آخرين پروژه شركت فرش را پياده كرده اند كارگاه هاي مدرني است كه نور كافيوفضاي سالم دارد وحتي طرز صحيح نشستن پشت دار را به زن ها مي آورند وقصد داشتن در آن جا شركت سهامي كشاورزي ودامداري راه اندازي كنند وبه طور آزمايشي شروع به اين كار كردند واز مجذومين خواستند با خريد سهم عضو اين شركت شوند واين هدف با استقبال مجذومين مواجه شد.

حمام بهكده بهداشتي وچهل دوش دارد.

سيستم كشاورزس مكانيزه وآبياري آن با سيستم قطره ايست كه پيشرفته ترين سيستم جهان است.

اين چهره اي از بهكده بود از سال١٣٤٠تا حدود١٣٦٠؛ اما امروز يعني دهه هشتاد به گفته مريم خداداديان نويسنده وسردبير مجله خانه وخانواده كه به آن جا سفر كرده ودر خانه اهالي مهمان بوده وفيلم هاي مستند وعكس تهيه كرده وپاي صحبت آن ها نشسته، آن بهكده اي كه روزي جزء بهترين نقاط ايران بود، تبديل شده به يك روستاي متروكه، بيمارستان۵٠تختخوابي كه در دهه چهل بهترين بيمارستان منطقه بود، امروزه يك روز درميان درش باز مي شود ويك دكتر عمومي چند ساعت مي آيد مي نشيند ومي رود.

آن كارگاه هايي كه زماني زن هاي بهكده در آن مشغول به كار بودند با بهترين امكانات قضايي، درش بسته است.

سينماي آن جا تبديل شده به باشگاه ورزشي وباشگاه هم تعطيل است. كتابخانه به دليل نداشتن كتاب هاي روز، بدون استقبال مانده. پاسگاهي كه كار امنيت اهالي را به عهده داشته چند سال است تعطيل است. بانكي كه زماني با كمترين جمعيت در اين منطقه شروع به كار كرده بود به دليل كافي نبودن گردش مالي تعطيل شده است. بهكده سهميه امريه دارد ولي فرزندان مجذوم را نمي پذيرد واز بيرون سرباز مي گيرد، اكثر خانه هاي اهالي نياز به تعميرات اساسي دارد ولي چون امنيتي براي ساكنين آن به لحاظ مالكيت وجود ندارد وهر آن ممكن است مجبور شوند به طرح مهاجرت تن در دهند، همچنان مخروبه باقي مانده استو بعد از اين همه سال هنوز اين روستايي كه روزي جز بهترين روستاهاي كشور بود. فاقد اسفالت داخل شهرك وخارج آن است.

طرح مهاجرت براي اهالي بهكده در اجرا است. در اين طرح آمده براي بازپس گرفتن خانه اي كه به مجذوم داده شده بود مبلغ ناچيزي به او مي دهند ودر محضر از او نوشته مي گيرند كه ديگر بهكده حقي ندارد وحق بازگشت هم ندارد وكليد خانه را از او مي گيرند مجذومين مي گويند:

به دليل نبودن امكانات ومتروكه شدن بهكده تن به اين طرح داده اند ولي نتوانستند با اين پول سر پناهي براي خود درست كنند .

اهالي مي گويند:

چرا بايد خانه اي را كه براي ما ساخته شده با آن امكانات عالي دهه هاي۵۰-٤٠ وآن همه رفاه در آن سال ها از ما بگيرند اگر اين بهكده مثل همان سال ها آباد وسرسبز بود واگر مثل همان سال ها به فكر استقلال ما بودند گوسفندانمان را به اجار از ما نمي خريدند وزمين هاي كشاورزي متعلق به خودمان زير كشت بود پاسگاهمان وبانك وكارگاه هاي قالي بافي وپتو بافي وجوراب بافي در حال كار وسود سهاممان را هم مي گرفتيم مگر ديوانه بوديم كه تن به طرح مهاجرت دهيم وقتي مي گويم سهم ما كه سهامدار بوديم كجاست مي گويند همين پولي كه به شما مي دهيم بابت تخليه خانه، پول سهامتان است يعني آن ها پول سهاممان را به ما مي دهند ودر عوض خانه مان را صاحب مي شوند كه مال ماست وبراي ما وبه نام ما ساخته شده آيا از ما مظلومتر جايي سراغ داريد.

سوال ما اين است كه آن ها با اين زمين ها چه مي خواهند بكنند؟ زمين هايي كه براي ما خريداري شده ورفاه ما،    

 

زمين هايي كه براي رفاه ماخريداري شده ،

ما نمي خواهيم سهاممان را بفروشيم مي خواهيم سهامدار شركتي شويم كه زمين هايش مال خودمان است تا به امنيت مالي برسيم ودست گدايي به سمت اين وآن دراز نكنيم.

دوست دارسم در جايي كه حقمان است وبراي ما خريداري شده زندگي كنيم چرا اين جا را تبديل به روستايي غير قابل سكونت مي كنند وما مجبور به قبول طرح مهاجرت آن ها نمي توانند با اين توجيه كه ما قصد وارد كردن مجذوم را در جامعه وبرقرار كردن زندگي عادي براي آن ها دارند. چراكه در حا حاضر در بهكده انسان هاي سالم وبهبود يافته در كنار هم زندگي مي كنند. در دهه (۵۰-٤٠) با آباد كردن بهكده ايجاد بيمارستان مجهزش وديگر امكانات فرصت شغلي را براي همهي مردم ايجاد كرده بودند وبه اين ترتيب قرنطينه را شكسته وزندگي عادي وخوشي را با همزيستي كارگراني كه به بهكده مي آمدند وساكن مي شدند با خانواده بوجود آوردند وحالا۶٣هكتار زمين در اين جا وجود دارد ولي عده اي از مجذومين در سرچنار مياندوآب ومابقي جاها دارند گدايي مي كنند وروزگار مي گذرانند. در حالي كه آن ها هم از اين۶٣هزار هكتار سهم دارند.    

                                   


                                                            صفحه اول     درباره جزام    جزام در ایران      تصاویر     درباره ما      ارتباط با ما     کمک به ما                                         
 

sponsor by computer development house 2005